جستجو
این کادر جستجو را ببندید.

امامزاده صالح

دلبر چند روزی است دوباره بد هوایی شدم برای گنبد فیروزه ات از میان درختان سربه فلک کشیده، یادته بچه که بودم همیشه فکر می کردم یک همبازی شیطون دارم که از مابین درختان باهام قایم باشک بازی می کند. برای همین عاشق این بودم که بگویند بپوش میخواهیم بروم تجریش، آخه دلبرانه هایت سن و سال نمی شناسد، بس که مِهرت بی نهایت است‌ برایمان از بازی با یک کودک هفت ساله تا گوش شنوای راز و نیاز بزرگترها، وارد حیاط که می شوم به عادت دختر کوچولوی قدیم از دور دست تکان می دهم، سلام آقا جون من آمدم. لبه حوض بزرگ میان حیاط می نشینم و به بازی قطره هایش می نگرم، کودکی ام درونش نمایان می شود نمک نذر کرده بودم آخه پدربزرگ مریض شده بود مادربزرگ چارقد گل گلی برایم دوخته بود و وعده داده بود او که خوب شد همگی بیاییم پابوست، قول داده بود بسته های نمک را بدهد من بین مردم پخش کنم. ذوق سرکردن چارقد گُلی گُلی و نمک های نذری هوش از سرم برده بود، از طرفی دلم برای آغوش پدربزرگ پر می کشید. مادرجون میگفت بچه که بودند سخت می آمدند حرم آخه اون موقع ها وقتی برف می آمده تجریش و سربالایی و خاکی هایش پوشیده از برف می شدند گاهی از سرما زمین یخ می زده، من که می دانم تو که رئوفی و رحیم تاب سختی زوارت را نداشتی حتما خودت به دل زائری نذر نمک را انداختی تا با پاشیدن بر روی زمین یخ زده مسیر حرم را هموار کنی برای مهمان هایت، خلاصه می دانستم برادر ضامن آهو حتما ضامن می شود سلامتی باباجونم را میان بلورهای آب منِ هفت ساله را دیدم با چارقد صورتی که بسته های نمک را با ذوق دارم پخش می کنم آخرین بسته را که به پیرمردی عصا به دست می دهم می گویم آقا باباجونم را شفا داده بابا جونم مثل شما عصا دارد به نوه تان بگویید اگر مریض شدید بیاد پیش اقاجون، پیرمرد با خنده دستی به سرم می کشد و دور می شود. رو به شما میگویم آقا جان فکر نکنی تموم شده ها، دیگه کفتر جلدت شدم هفت، پانزده، بیست و شش و... حال در دهه سی آقا جان این بار دوباره دلم هوای شما را کرده، نمک نذر کردم اما نه برای آنچه که من بخواهم این بار عروسک و اسباب بازی و بادکنک و آشتی با همکلاسی و قبولی کنکور و نمره و... نمی خوام آقا جان دختر کوچولویِ جلد حرمت برزگ شده، نمک نذر کردم برای سایه نگاهت، سایه نگاهت را خواهانم آخه من که خوب می دانم آرامش حرمت،سایه نگاهت، هدیه شما به زوارت است برای هر آنکس که رد پایش به جا مانده بر سنگفرش های شبستان شما از طهران تا تهران
امامزاده صالح تجریش|دیدنی های تهران

این بارگاه مقدس مدفن امامزاده صالح، فرزند امام موسی الكاظم (علیه السلام) امام هفتم شیعیان و برادر امام علی ابن موسی الرضاء (علیه السلام) می باشد. ایشان بعد از ولایت عهدی امام رضا در اواخر قرن دوم از عراق به سمت ایران حرکت میکند. هنگامی که به موضع تجریش رسید در باغ گلشن زیر درخت چنار بزرگی به شهادت رسید و پیکرش کنار همان درخت به خاک سپرده شد. امامزاده صالح میان زیازتگاههای تهران، جزء چند امامزاده ای است که همواره بیشترین زائر را به درگاه خود می خواند. در حیاط امامزاده مقبره شهدای گمنام، شهدای هسته‌ای از جمله شهید فخری‌زاده قرار دارد.

امامزاده صالح تجریش|گردشگری مذهبی

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 0 میانگین: 0]
اطلاعات بازدید
نشانی: تهران، میدان تجریش

شماره تماس: 02122702068

سایت: saleh.ir

اینستاگرام: saleh129.ir

روزها و ساعات زیارت: همه روزه از ساعت 8 الی 24
تعداد پله: مناسب سازی شده برای ویلچر
گروه سنی: مناسب برای همه رده های سنی
نوع بازدید: مذهبی
درجه سختی: کم
امکانات:

مکان های مرتبط

موزه حشرات

باغ گیاه‌شناسی ملی ایران

پل طبیعت

موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس

باغ کتاب تهران

برج میلاد

مجموعه فرهنگی هنری برج آزادی

موزه مبل ایران

امامزاده صالح فرحزاد

پارک پرواز

مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد

دریاچه چیتگر (خلیج فارس)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *